عبور از زمستان...
ایستاده ابر و باد و مه و خورشید و فلک از کار
زیر این برف شبانگاهی
بدتر از کژدم
می گزد سرمای دی ماهی
کرده موج برکه در یخ برف
دست وپای خویشتن را گم
زیر صد فرسنگ اما
در عبور است از زمستان
دانه گندم...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۵ ساعت 11:26 توسط بهرام حسن زاده
|